مشاوره خانواده - دلش می خواست چیزی باشد که نیست. احساس می کرد چیزی در وجودش کم دارد. گم کرده ای در وجودش داشت که نمی توانست آن را پیدا کند. نه گردش و تفریح او را راضی می کرد و نه کلاس های مختلفی که می رفت. مدام با دوستانش قهر می کرد. فکر می کرد هیچ فردی نمی تواند درکش کند. تصمیم گرفت بینی اش را عمل کند اما تهیه پول برایش مشکل بود. پیش خودش فکر می کرد که وقتی بینی اش را عمل کند قطعا زیباتر می شود و در این صورت دوستان بیشتری هم می یابد و نتیجه آن این است که شغل بهتری پیدا می کند و زندگی اش زیرورو می شود.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا ندوشن
تاريخ: شنبه
19 فروردين
1396 ساعت: 10:17