خرید بک لینک
« سی ام بهمن پارسال، بدترین روز زندگی من است! روزی که با 20 میلیون پول زبون بسته خداحافظی کردم و خودم رو زیر چرخ های این ماشین انداختم. فکر می کردم اگر یک سال دوام بیارم تا قسط هاش صاف بشه، دیگه تو سراشیبی راحتی می افتم. غافل از اینکه این قارقارک ها چنان خرج هایی واسه آدم می تراشند که اگه حواست به اونها نباشه حسابی کم میاری... به گزارش روزنامه خراسان:داشتن ماشین هزینه هایی داره که اولش معلوم نمیشه، بعد کم کم مثل چاله های فضایی خودشون رو نشون میدن و جیبتون رو خالی میکنن. گاهی اوقات فکر می کنم بجای این که من سوار این ماشین بشم، اون سوار من شده... .» این گفته ها بخشی از درد دل آقای میلاد ب. بود که پارسال همین موقع ها، یک خودرو با اقساط یک ساله خریده و حالا به همراه فروشنده به دفترخانه آمده بود تا تکلیف سند خودرو را روشن کند. کارش کم طول نکشید. چند جا را در یک دفتر بزرگ امضا کرد و دست آخر با یک پوشه کاغذی از در بیرون رفت. قیافه اش گرفته بود و هیچ نشانی از شادی یا رضایت در آن دیده نمی شد. در این گیر و دار، دخل و خرج کلاه قضاوتش را وسط گذاشته بود و با خود می اندیشید که چرا بعضی مردم ...

برچسب: نویسنده: محمد رضا ندوشن تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 0:02

صفحه بندی