خرید بک لینک
خرداد: وقتی متوجه شد که به تنهایی در خانه ای در شمال پایتخت زندگی می کنم، گفت ماساژور است و من که پادرد داشتم از او کمک خواستم. وی ادامه داد: فردای آن روز پریسا و دوستش که او هم مدعی بود ماساژور است به خانه من آمد اما هنوز دقایقی نگذشته بود که ۲پسر جوان دیگر هم وارد خانه ام شدند که با دیدن همه آنها شوکه شدم. یکی از پسران اسلحه ای به سمتم گرفت و تهدید کرد جای پول و طلاها را نشان او بدهم. می خواستم فریاد بزنم که دیگری با چسب دهانم را بست. پریسا هم دستان و پاهایم را بست و پس از آن به جست و جو در خانه پرداختند. هرچه به آنها می گفتم من پول و طلاها را در خانه نگه نمی دارم باورشان نمی شد. آنها حتی از من فیلم و عکس تهیه کرده و تهدیدم کردند چنانچه به پلیس شکایت کنم، با انتشار آنها آبرویم را می برند. شاکی ادامه داد: پس از چند ساعت آنها با سرقت ۲فرش دستباف نفیس از خانه ام فرار کردند و من با کمک همسایه ها نجات یافتم. کل کل عجیب گروهی از مأموران اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت با دستور قاضی علی وسیله ایرد موسی بازپرس دادسرای ویژه سرقت تحقیقات خود را برای شناسایی دزدان مسلح آغاز کردند. ...

برچسب: نویسنده: محمد رضا ندوشن تاريخ: شنبه 2 ارديبهشت 1396 ساعت: 9:32

صفحه بندی